خوش آمدید!

نام:فاضلِ،محل تولد:لارستان بزرگ؛سن:22؛ تیم مورد علاقه(ایرانی):پرسپولیس؛خارجی : بارسلونا و اینتر (همین)

خوش آمدید!

نام:فاضلِ،محل تولد:لارستان بزرگ؛سن:22؛ تیم مورد علاقه(ایرانی):پرسپولیس؛خارجی : بارسلونا و اینتر (همین)

حذف ۱۳ رشته علوم انسانی

روزنامه اعتماد چاپ تهران، دیروز شنبه، پانزدهم مردادماه ۱۳۹۰ در مطلبی در صفحه اول خود از حذف ۱۳ رشته کارشناسی علوم انسانی در دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی ۱۳۹۰ خبر داده و حذف ناگهانی این رشته ها را "در راستای بازنگری ۳۸ رشته از رشته های علوم انسانی" عنوان کرده است. در فهرست رشته های علوم انسانی حذف شده در دانشگاه علامه طباطبایی، نام رشته های روزنامه نگاری، روابط عمومی، علوم اجتماعی، فلسفه و روانشناسی به چشم می خورد.

ماجرای «شوشول»وپیدا شدن چندین هزار هوادار فیسبوکی «فرنود راستگو

در برنامه زنده «رنگین کمان» پخش شده از شبکه محلی تهران، پسری ۴-۵ ساله با نام «فرنود»، در پاسخ به پرسش«خاله نرگس» که از او می‌پرسد کدام کار شخصی‌اش را خودش انجام می‌دهد، می‌گوید: «وقتی به دستشویی می‌روم، خودم شوشولم را می‌شویم.» مجری که از شنیدن آن جمله شوکه شده، برای دور کردن اذهان بینندگان تلویزیون از چیزی که شنیده‌اند، می‌گوید: «ماشین لباس‌شویی را خودت را روشن می‌کنی؟... نه.... نه... نه! اشتباه گفتی!» حالا «فرنود راستگو» بیش از ۸ هزار هوادار فیسبوکی پیدا کرده است.


لینک دانلود


احمدی نژاد درباره موسوی و کروبی: آرزویم این است که هیچکس زندانی

محمود احمدی نژاد، رییس دولت دهم، در مصاحبه با شبکه "یورونیوز" درباره موسوی و کروبی گفت: "آنها مسائلی با قوه قضایی دارند. قوه قضایی در ایران مستقل است. من حق دخالت در کار قضات را ندارم. قوانینی هست که افراد طبق آن می توانند با قوه قضایی تعامل بکنند."



به گزارش دانشجونیوز به نقل از خبرگزاری ها، احمدی نژاد در ادامه با بیان اینکه در ایران کسی بخاطر اظهار نظر در زندان نیست، چرا که در قوانین جمهوری اسلامی ایران اظهار نظر آزاد است؛ گفت: "اگر روزنامه‌هایی را که در ایران منتشر می‌شود ، مورد بررسی قرار دهید، تندترین انتقادات علیه رییس‌جمهور بیان می‌شود و افراد گوناگون بدون کوچکترین واهمه‌ای انتقادات خود را مطرح می‌کنند البته نمی‌گویم که در نقطه ایده‌آل قرار داریم اما بدون تردید شرایط امروز ایران از بسیاری از کشورهای اروپایی بهتر است." 

وی همچنین درباره زندانی شدن معترضین بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری در ایران گفت: "زندان در همه کشورها وجود دارد. آیا در انگلستان وجود ندارد؟"

احمدی نژاد در ادامه و در پاسخ به سوالی درباره "حصر آقایان موسوی و کروبی" گفت: " افرادی هستند که مسایلی با قوه قضائیه دارند. در ایران دستگاه قضایی نهادی مستقل است و بنده حق دخالت در کار قضات را ندارم. البته قوانینی وجود دارند که افراد طبق آنها می‌توانند از حقوق خود دفاع کنند؛ اما اگر نظر شخصی بنده را در این خصوص بخواهید آرزویم اینست که در هیچ جای دنیا و در اروپا و آمریکا هم حتی یک زندانی و زندان مخفی وجود نداشته باشد."

احمدی نژاد پیرامون مقایسه حوادث بعد از انتخابات در ایران و اتفاقاتی که در منطقه در جریان است، گفت: " رخدادی که در ایران پس از انتخابات بوقوع پیوست هیچگونه شباهتی با آنچه که امروز در منطقه رخ می‌دهد، ندارد. در ایران آزادترین انتخابات برگزار شد و بیش از ۸۵ درصد یعنی ۴۰ میلیون نفر از ملت ایران در آن شرکت کردند؛ در این میان عده‌ای هم به ساختمان‌ها و مردم حمله کردند و مسلم است که چنین اقداماتی در هر کشوری ممنوع بوده و طبیعی است که پلیس و دستگاه قضایی به این گونه موارد رسیدگی کند."

وی سپس گفت: "در اروپا هم، همواره تظاهرات و اعتراضاتی انجام می‌شود که با برخوردهای بسیار خشن پلیس مواجه می‌شود اما آیا مردم اروپا از حکومت‌های خود راضی هستند و اصولاً می‌توانند آنها را تغییر دهند؟"

احمدی نژاد شرایط سیاسی حاکم بر اروپا به مراتب بدتر از شرایط کشورهایی مانند ایران دانست و گفت: " اصولاً آنها اجازه نمی‌دهند اپوزیسیون شکل بگیرد و کسانی که درباره مسایل تاریخی اعتراض و انتقادی می‌کنند را زندانی می‌کنند. اما در ایران کسانی که اعتراض داشته باشند از راه‌های قانونی می‌توانند مسایل خود را مطرح کنند و به آنها رسیدگی هم می‌شود همچنان بارها چنین اقداماتی صورت گرفته است."

رییس دولت دهم در ادامه مصاحبه خود وجود اختلاف با رهبر جمهوری اسلامی را نیز رد کرد و گفت: "موقعیت رهبری در ایران کاملا معلوم است و هیچ اختلافی وجود ندارد." احمدی نژاد در عین حال وجود اختلاف نظر بین خود و مجلس را یخشی از ملزومات "یک جامعه آزاد" توصیف کرد و گفت که هرکس در جامعه امروز ایران می تواند نظر خود را بیان کند.

احمدی مقدم : آب پاشی بمراتب از قمه کشی و تجاوزخطرناکتر است!!!

 سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی با تشریح رویکرد جدید مبارزه با ضد اخلاقی ها و ناهنجاری ها در کشور بیان داشت :
« متاسفانه  غرب با برنامه ریزی منسجمی جوانان کشور مورد هدف قرار داده است . یکی از اقداماتی که اخیرا از سوی ماموران سیا در ایران اسلامی مورد ترویج قرار گرفته است نا نجاری غیر اخلاقی آب بازی بین جوانان به صورت مختلط است که در سایتهای اجتماعی غرب برنامه ریزی و هدایت می شود . بنده با صحبتی که با رییس پلیس افتا ( پلیس مبارزه با جرایم رایانه ای ) داشتم  متوجه شدم برنامه ریزی وابتکار  این طرح از سوی  موساد و سیا صورت گرفته است و سرشاخه اصلی این طرح با اکانت دخترانه در فیس بوک اقدام به برگزاری این ناهنجاری به صورت مختلط بین دخرتان و پسران مسلمان در پارک ها ی تهران کرده است .که الحمد الله با اعزام ماموران گمنام امام زمان این طرح شکست خورد . »
 احمدی مقدم در خصوص راهکار مبارزه با این ناهنجاری اب پاشی گفت :
 « تجاوز و قمه کشی معضل اصلی نظام نیست معضل واقعی ما نا هنجاری ترویجی غرب نظیر  اب پاشی به سبک غربی در ایران اسلامی است . ما هرچقدر هم تجاوز و قمه کشی داشته باشیم خطری برای نظام محسوب نمی شود و طبیعی است  هزار و چهارصد ساله که در اسلام قمه کشی رایجه و تجاوز ریشه در اسلام عزیز و متبرک دارد . بنده تاکید می کنیم  اب پاشی و روزه خوری و بدحجابی بمراتب از قمه کشی و تجاوز خطرناک تر است و بیشترین تلاش نیروی  انتظامی خدوم با توجه به منویات  رهبر معزز انقلاب مبارزه با ناهنجاری غربی است . »

لحظات اجرای حکم و عفو از زبان آمنه بهرامی

آمنه بهرامی، دختر جوانی که روز شنبه از قصاص مردی که با پاشیدن اسید بر چهره اش او را نابینا کرده بود گذشت کرد در مصاحبه با “روز” به پیام سید محمد خاتمی پاسخ گفت.

او خطاب به سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران گفت: “وعده ای که شما به من داده بودید بعد از پایان ریاست جمهوری شما، به فراموشی سپرده شد. شما به من قول داده بودید که رئیس جمهور ایران، همیشه پشت من خواهد بود اما بعد از شما به فراموشی سپرده شد و رئیس جمهوری سراغ از من نگرفت”.

سید محمد خاتمی روز گذشته در پیامی که با دست خط خود در وب سایت شخصی اش منتشر کرده از آمنه بهرامی به عنوان “آموزگار مهربانی، شرافت، احترام به زندگی، دیگرخواهی و بزرگ منشی” نام برده و با اشاره به گذشت خانم بهرامی از قصاص چشمان مرد اسید پاش پرسیده است: “آیا در عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی نیز نمی توان از آمنه آموخت و بحران را با آرامش و تنش را با احترام به یکدیگر و پاس داشت حق و حرمت انسان و دوری از غرور – بخصوص آنان که قدرت بیشتری دارند – سودا کرد”؟

خانم بهرامی در پاسخ به این پیام به “روز” گفت: “به اقای خاتمی سلام برسانید و بگویید نامه ایشان مرا بسیار خوشحال کرد و من از ایشان ممنون ام که همچنان به یاد من هستند”.

او همچنین خبر داد: “امروز (دوشنبه) آقای احمدی نژاد پزشکی فرستاده و گفته که این پزشک، جراحی های مرا در ایران و رایگان انجام دهد. پاسخ دادم که من نیازی به دکترشما ندارم. من بهترین دکترها را دارم و حاضر نیستم پزشکان خودم را عوض کنم. من نیاز به کمک و پول دارم که در تمام این سالها از من دریغ شده”.

روز شنبه و در حالی که از قبل به صورت رسمی اعلام نشده بود، قرار بود دو چشم مجید موحدی، مردی که به دلیل پاسخ رد شنیدن از دختر مورد علاقه اش، بر صورت او اسید پاشید، پس از بی هوشی توسط اسید کور شود. این حکم، حکمی بود که با تقاضای آمنه بهرامی که اکنون علاوه بر زیبایی، چشم هایش را نیز از دست داده، و با پی گیری او صادر شده بود.

اما در بیمارستان دادگستری تهران و در حالیکه پزشکان متخصص قانونی و دادیار اجرای احکام دادسرای امور جنایی، آماده اجرای حکم قصاص بودند، آمنه بهرامی اعلام کرد از قصاص چشم های مجید موحدی گذشت کرده است. او اما گفت که دیه صورت و چشمانش را میخواهد و از مردم نیز خواست که او را تنها نگذارند.

و اکنون پدر مجید موحدی در مصاحبه با “روز” می گوید که از بخشش آمنه دچار شوک شده و تا لحظه آخر تصور میکرده آمنه حکم قصاص را اجرا خواهد کرد.

پدر و برادر آمنه بهرامی اما به “روز” میگویند که در درون خود مطمئن بودند آمنه قصاص نخواهد کرد.

سرنوشت مجید موحدی

مجید موحدی دقیقا ۷ سال بعد از آنکه ظرف اسید را در خیابان رسالت بر صورت آمنه بهرامی خالی کرد، با گذشت خانم بهرامی از مجازات قصاص نجات یافت.

پیش از این قرار بود ۲ اردیبهشت این قصاص انجام گیرد و آمنه بر آن اصرار داشت اما به دلایلی به تعویق افتاد تا روز شنبه که با گذشت آمنه، قصاص منتفی شد.

اکنون بیش از هر سئوالی، این پرسش در افکار عمومی مطرح است که با گذشت آمنه بهرامی از قصاص، سرنوشت مجید موحدی چه خواهد بود؟ آیا او پس از پرداخت دیه ازاد خواهد شد؟ هرچند دادستان تهران گفته است که پرونده این بار باید از جنبه عمومی جرم مورد بررسی قرار گیرد اما پدر مجید موحدی به “روز” می گوید: قاضی گفته اگر دیه را پرداخت کنیم پرونده مختومه خواهد شد و مجید آزاد می شود.

و این همان نگرانی است که آمنه بهرامی دارد و به “روز” می گوید: اگر روزی مجید آزاد شود من برای همیشه ایران را ترک خواهم کرد چوم هیچ گونه احساس امنیت و آرامش ندارم.به دادستان هم گفته ام هر موقع خواستند او را آزاد کنند از قبل بگویند که بروم.

سرنوشت آمنه بهرامی

خانم بهرامی ممکن است بگویید وضعیت پرونده به چه شکلی است؟ دیه تعیین شده چقدر است و…

من فقط از چشم های این آدم گذشته ام ولی دیه ام را میخواهم. دادگاه که رفتیم گفتند دیه شما، نصف دیه یک مرد است. گفتم من ۲۰۰ میلیون میخواهم که دیه من است اما گفتند دیه شما نصف دیه مرد یعنی صد میلیون است و قانون اسلام است و… گفتم قبول ندارم خدا زن و مرد را برابر آفریده و در قرآن هم زن و مرد را کنار هم قرار داده و می گوید “المومن و المومنات”.

گفتند قانون ایران است. گفتم قبول ندارم گفتند برو مجلس و انجا بگو. من هم زنگ زدم به مجلس و گفتم شنیده ام میخواهید قانونی برای اسید پاشان تصویب کنید، قبل از تصویب آن من میخواهم بیایم مجلس و صحبت کنم. گفتند خبر میدهیم. من هم منتظرم که خبر بدهند.من نمی پذیرم که ارزش من، نصف ارزش یک مرد است. من یک بشرم و حق خود را به عنوان یک بشر و یک انسان میخواهم. چطور ارزش من از فردی که جنایت کرده وبهصورت من اسید پاشیده کمتر و نصف اوست؟ من دیه کامل یک انسان را میخواهم چون یک انسان هستم.

شما در حالی از قصاص گذشت کردید که بر آن اصرار داشتید. در مصاحبه قبلی با “روز” هم گفته بودید که اگر نهادهای حقوق بشری، دو میلیون یورو به شما ندهند حکم را اجرا خواهید کرد. چطور شد گذشت کردید؟

سعدی می گوید “نام نیکی گربماند زآدمی، به که از او بماند سرای زرنگار”. من همان موقع گذشت هم توضیح دادم که به خاطر شخص موحدی نگذشته ام. گفتم سوتفاهم نشود من به خاطر تو نگذشته ام به خاطر خدا، جامعه و دو پزشکی که همیشه یاور من بودند و خودم و خانواده ام گذشتم. اما حکم را به ثبت رساندم و به کسی هم نگفتم که قصد گذشت دارم جز ان دو پزشک. فکر میکردم اگر بفهمند در نهایت می بخشم حکم را ثبت نخواهند کرد. حتی خانواده ام هم نمیدانستند که گذشت خواهم کرد اما در اصل میخواستم حکم ثبت شود تا دیگر کسی جرات نکند برود و روی کسی اسید بپاشد و بداند که حکم او قصاص خواهد بود نه اعدام که زود راحت شود یا زندان. باید آماده قصاص باشد. خواستم بگویم اگر امروز آمنه گذشت اما این حکم ها هست و فردا روزی شاید کس دیگری نگذرد و اجرا کند.

اما وقتی دو میلیون یورو را مطرح کردم تنها میخواستم چهره زشت حقوق بشر و مدعیان حقوق بشر را نشان بدهم همه فکر کردند من دنبال پول هستم اما من میخواستم به همه بگویم دوسال بعد از اینکه به صورت من اسید ریختند، من برای این نهادهای حقوق بشری نامه نوشتم، درخواست کمک کردم و گفتم که کمک کنید به زندگی بازگردم اما جواب دادند ما روی گنج ننشسته ایم. ولی وقتی بعد ها حکم قصاص را گفتم همه آمدند که گذشت کن، باید ببخشی و گفتند این هم انسان است و نباید کور شود و… گفتم مگر من انسان نبودم و نیستم ؟ مگر من حق و حقوقی نداشتم و ندارم؟ دو میلیون یورو بدهید بگذرم. خواستم به مردم بگویم حقوق بشری وجود ندارد این همه بودجه و… می گیرند و همه چیز سیاسی است. بشر خود ما هستیم. من و شما و باید خودمان عادلانه رفتار کنیم و انتظاری از اینها نیست.

گفتید خانواده تان خبر نداشتند از قصاص خواهید گذشت. برادر شما قرار بود اسید را بر چشمان اقای موحدی بریزد آیا ایشان هم خبر نداشت؟

نه خبر نداشت؛ پدر و مادرم و حتی عمویم حاضر نشدند اما برادرم گفت می ریزد. ما ۷ سال رنج کشیده ایم و برادرم این رنج ها را با تمام وجود لمس کرده بود. حتی در اتاق قبل از بخشش مجید همین جور به من فحاشی میکرد. می گفت تو ترشیده بدبختی هستی که کسی حاضر نیست با تو باشد. می گفت تو زمان دانشگاه هم ترشیده بودی و کسی به تو محل نمی گذاشت و من برای تو دلم سوخت میخواستم تو را بگیرم و…. برادرم اینها را می شنید و خیلی عصبانی شده بود من اما سعی میکردم عصبانی نشوم برای من شخص موحدی مهم نبود. برادرم قطره را دستش گرفت و گفت شروع کند. گفتم فرهاد نریز. گفت می ریزم که دادستان را صدا کردم و گفتم گذشتم ازش….

اکنون اگر آقای موحدی دیه را پرداخت کنند آزاد خواهند شد؟

بله احتمال دارد آزاد شود البته من فکر نمیکنم چنین پولی داشته باشد که بدهد. دنبال راهی بودم که در زندان بماند چون ادم نرمالی نیست. حتی وقتی شنید ما دیه میخواهم شروع به فحاشی کرد که پدرش توی گوش او زد. امیدوارم دولت فکری برای این مسائل بکند که انسان های غیر نرمال به راحتی وارد جامعه نشوند چون برای جامعه خطر دارند.

و اگر آزاد شود؟ به هر حال قصاص منتفی شده و او اگر دیه را بدهد به گفته پدرش، پرونده مختومه خواهد شد.

اگر بخواهند آزاد کنند من نمی توانم ارام بنشینم. به دادستان هم گفته ام هر موقع خواستید آزادش کنید قبل از آزادی او، به من بگویید ایران را ترک کنم. اگر او آزاد شود من هیچ گونه امنیت و ارامشی نخواهم داشت و ناچار خواهم شد ایران را برای همیشه ترک کنم و هرگز برنگردم. خاک ایران را می بوسم و برای همیشه می روم.

خانم بهرامی، گذشت شما از قصاص واکنش های زیادی ایجاد کرده. مردم بسیاری از بزرگواری شما سخن گفتند و آقای خاتمی پیامی خطاب به شما منتشر کرد و… پاسخی دارید برای این پیام ها؟

من از مردم فقط میخواهم مرا تنها نگذارند. خواهش میکنم نه فقط من را بلکه امثال مرا تنها نگذارند ما به کمک و روحیه نیاز داریم، به پول نیاز داریم که بتوانیم به زندگی بازگردیم. من ۷ سال تمام تنها بودم، دیگر مرا تنها نگذارید. پیام آقای خاتمی را هم نشنیده بودم اما لطفا از طرف من به ایشان سلام برسانید و بگویید پیامش مرا بسیار خوشحال کرد که هنوز به یاد من است.

به آقای خاتمی بگویید آمنه گفت که “وعده ای که شما به من داده بودید بعد از پایان ریاست جمهوری شما، به فراموشی سپرده شد. شما به من قول داده بودید که رئیس جمهور ایران، همیشه پشت من خواهد بود اما بعد از شما به فراموشی سپرده شد و رئیس جمهوری سراغ از من نگرفت”. امروز آقای احمدی نژاد دکتری فرستاده و گفته من در ایران مجانی توسط این دکتر جراحی شوم اما گفتم من دکترم را تغییر نمیدهم و دکترهای بسیار خوبی دارم من نیاز به دکتر شما ندارم بلکه نیاز به کمک، همراهی و پول دارم.

سرنوشت دیه آمنه در دادگاه مشخص می شود

فرهاد بهرامی، برادر آمنه که قرار بود اسید را بر چشم های مجید موحدی بریزد به “روز” می گوید در درون خود مطمئن بوده آمنه گذشت خواهد کرد. از او می پرسم پدر، مادر و عموی شما حاضر به انجام چنین کاری نبودند شما چطور پذیرفتید؟ می گوید: من ۷ سال درد و رنج آمنه را دیدم، هنوز هم این درد و رنج ها تمامی ندارد. وقتی پدر و مادر و عمویم نپذیرفتند گفتم من می ریزم اما درونم یک حسی بود؛ حسی مطمئن که به من می گفت آمنه گذشت خواهد کرد. با اینکه تمام این مدت جرات نکردم و هرگز درباره گذشت با آمنه حرف نزدم اما من خواهرم را می شناسم و میدانستم آزارش به یک مورچه هم نمی رسد. مطمئن بودم می گذرد. وقتی آمپول دستم بود و گفت که بخشیده خیلی خوشحال شدم. من در شناخت خواهرم اشتباه نکرده بود.

فرهاد، گوشی تلفن را به پدرش می دهد و پدر آمنه بهرامی می گوید که سرنوشت دیه آمنه به جلسه آتی دادگاه بستگی دارد.

آقای بهرامی توضیح میدهد: آمنه برای درمان نیاز به پول دارد و چیز زیادی نمی خواهد؛ او فقط دیه اش را میخواهد. دادگاه علاوه بر چشم ها، آسیب های وارده بر صورت و بدن آمنه را براورد کرده ؛ ۲۰۰ میلیون دیه می شود اما در دادگاه مجید گفت که قصاص زن، نصف مرد است و براورد روز میکرد و می گفت که تنها ۲۲ میلیون و ۵۰۰ می شود که قاضی گفت اگر آمنه از تو پولی بیشتر میخواست می توانست بخشش از قصاص را مشروط کند و بگوید فلان قدر پول بدهید بگذرم اما او گذشت کرد و چیزی نخواست و شرطی نگذاشت. الان هم چیز زیادی نمیخواهد که اینقدر حساب و کتاب میکنی. اما خب قاضی هم می گفت قانون می گوید نصف و نصف اش می شود ۱۰۰ میلیون. با این حال قرار شد جلسه دادگاه بعدی، شرایط دیه را تعیین کند.

از آقای بهرامی درباره گذشت دخترش از قصاص می پرسم ؛ می گوید: ما قبل از این مساله با امنه حرف زده و گفته بودیم که در عفو لذتی است که در انتقام نیست؛ اما او گفت باید فکر کند و دیگر چیزی به ما نگفت. برای اجرای حکم که رفتیم باز به امنه گفتیم بهتر است ببخشی چون مساله اعدام نیست که بگوییم طرف می میرد و راحت می شود تو خود نابینا زندگی میکنی و میدانی چه زجری است و این رنج را حتی برای قاتلت هم نپسند. آمنه حرفی نزد و باز گفت فکر میکنم. اما ما میدانستیم امنه اهل گذشت است او میخواست تایید حکم را بگیرد تا عبرتی برای دیگران باشد. او گذشت کرد. شما نمی توانید بفهمید ۷ سال چه بر خانواده ما گذشته.

قالیباف خیابانی به نام “ایثار آمنه” کند

پدر مجید موحدی اما میگوید در تلاش است دیه آمنه را تهیه کند و به “روز” می گوید هرگز فکر نمیکرده آمنه، از قصاص گذشت کند و از این مساله شوکه است.

آقای موحدی آمنه گذشت کرد. شما و خانواده تان هرگز فکر میکردید آمنه با همه مسائلی که پیش آمد از قصاص چشمان فرزندتان بگذرد؟

من هرگز فکر نمی کردم. می گفتم حتما قصاص خواهد کرد.حق را هم به آمنه خانم میدادم چون پسر من واقعا کار وحشتناکی کرده بود. اما وقتی گذشت کرد شوکه شدم وقتی گفت بخشیده یک لحظه واقعا نفسم در سینه حبس شد و فکر کردم قلبم ایستاده.

این خانم لطف بزرگی در حق ما کرد که هیچ گونه نمی توانیم پاسخ دهیم. من از آقای قالیباف، شهردار تهران می خواهم میدان یا خیابانی را به نام “ایثار آمنه” نامگذاری کنند چون او واقعا ایثار کرد و تولد دوباره ای به بچه ما بخشید. من واقعا درخواست رسمی از آقای قالیباف خواهم کرد و پی گیری می کنم. میدانم هرگز نخواهم توانست جبران کنم و زبانم قاصر است از گفتن بزرگی کار این خانم که کاری زینبی کرد.

روز یکشنبه هم در دادگاه ایشان را دیدم وبه پایش افتادم و تشکر کردم و به او گفتم که زبان من قاصر است چه بگویم که در اوج قدرت یعنی لحظه ای که می توانستی قصاص کنی گذشت کردی. من میدانم آمنه خانم چه زجری کشیده؛ به خدا میدانم. از روز اول هم گفتم این حکم، حق شماست و پسر من جنایت کرده.

آقای موحدی گفتید روز یکشنبه دادگاه بودید. دادگاه برای چه بود؟

دادگاه برای تعیین دیه بود. آمنه خانم می گفت ۲۰۰ میلیون می شود دیه اش و بحث بر سر تفاوت دیه زن و مرد بود. مجید می گفت چشم های مرا بخشیده اند و طبق دادنامه دیه اینقدر نمی شود قاضی هم گفت که با هیچ پولی قابل جبران نیست اما قانون می گوید نصف دیه یک مرد به زن تعلق می گیرد.باور کنید من اگر ۲۰۰ میلیارد هم داشتم میدادم باز هم کم بود برای آمنه؛ اما چه کنم که دست من هم تنگ است من یک بازنشسته ام. ولی یک خانه تنها دارم که گفتم نصفش را به امنه میدهم و نصف دیگرش را برای دخترانم. من هم بچه هایی دارم که باید به انها برسم. مجید می گفت خطاکار اوست.می گفت من خطاکارم و ارزش فداکاری شما را ندارم ندهید و بگذارید من در زندان بمانم که من زدم توی گوشش و گفتم این خانم دنیا را به تو بازگردانده. به هر حال در نهایت گفتند اگر من دیه را به حساب دادگستری واریز کنم پرونده مختومه خواهد شد.

مختومه شدن پرونده به معنی آزادی مجید است؟

بله

آقای موحدی برای شما به عنوان یک پدر دردناک است این سئوال اما ناچارم بپرسم که اگر مجید ازاد شود جامعه مشکلی پیدا نخواهد کرد؟

مجید آدم غیر نرمالی نیست باور کنید قبل از زندان، فوق دیپلم داشت و توی زندان لیسانس اش را گرفت. الان در زندان حافظ قرآن است و اگر ۶ ماه دیگر زندان بماند کل قرآن را حفظ می شود. شما می توانید از همه مسئولان زندان بپرسید که در این ۷ سال شرایط عقلانی مجید چطور بوده. اما من نمیدانم چرا هر بار که امنه خانم را می بیند به شدت به هم می ریزد و کنترلش را از دست میدهد. تا قبل از دیدن امنه خانم ابراز پشیمانی و شرمندگی میکند، اما او را که می بیند کنترلش را از دست میدهد. روز دادگاه هم حالش اصلا خوب نبود حتی ناچار شده بودند به او اب قند بدهند.

حتی من و مادرش را نمی شناخت و از ما سراغ مادر و پدرش را می گرفت که خب نتیجه فشارهای عصبی قبل از اجرای حکم بود. یعنی او را از شب قبل به قرنطینه برده بودند و تا صبح در انتظار اجرای حکم بود. روز اجرای حکم همسرم ها را اماده کرده بودند، همه چیز آماده بود، قطره ها در دست برادر آمنه خانم بود و او فکر میکرد همان لحظه کور می شود که امنه خانم بخشید. در اصل الان هم از بخشش آمنه خانم شوکه است هم از اتفاقاتی که افتاده. او به هر حال در حال اجرای حکم، مورد بخشش قرار گرفت و ضربه روحی بدی خورد.

و شما با اوصافی که گفتید چگونه میخواهید مبلغ دیه خانم بهرامی را تامین کنید؟

برخی آدم های خیر گفته بودند که قطعی که شد کمک میکنیم این دو روزه سراغ همه رفتم اما راست است که می گویند کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. هر جور شده باید جور کنم.این دیه حق آمنه خانم است که به ما زندگی و امید داد و من تا آخر عمرم مدیونش هستم و برایش دعا میکنم تا روزی که زنده هستم. شما نمیدانید من ۴ بچه را با چه بدبختی بزرگ کردم ۴ بچه دانشگاهی را با رانندگی تامین میکردم خودم بازنشسته تامین اجتماعی هستم اما باز کار میکردم که سر بلند باشند در زندگی و دانشگاه را تمام کنند؛ نمیدانستم چه پیش روی ماست و….