خوش آمدید!

نام:فاضلِ،محل تولد:لارستان بزرگ؛سن:22؛ تیم مورد علاقه(ایرانی):پرسپولیس؛خارجی : بارسلونا و اینتر (همین)

خوش آمدید!

نام:فاضلِ،محل تولد:لارستان بزرگ؛سن:22؛ تیم مورد علاقه(ایرانی):پرسپولیس؛خارجی : بارسلونا و اینتر (همین)

چرا"آمنه" از چشمان"مجید" گذشت؟

«آمنه» که قرار بود صبح روز یک‌شنبه 9 مرداد 1390 چشمان «مجید» را قصاص کند، در آستانه ماه مبارک رمضان از قصاص وی گذشت و چشمان خواستگار سابقش را به او بخشید.

در حالی که قرار بود بدون هیچ‌گونه اطلاع رسانی خبری حدود ساعت 6:30 صبح روز یک‌شنبه (امروز ) «آمنه» در بیمارستان دادگستری تهران و با حضور پزشکان متخصص قانونی و دادیار اجرای احکام دادسرای امور جنایی پایتخت، حکم قصاص «مجید» را که آبان ماه سال 83 مرتکب اسید پاشی شده بود اجرا کند، از اجرای آن منصرف و چشمان مجید را که منتظر اجرای حکم قصاص بود دوباره به او بخشید.

بر اساس گفته‌ی اطرافیان «آمنه» که در بیمارستان حضور داشتند، «آمنه» از قصاص «مجید» گذشت کرده است و این حکم جنجالی اجرا نشده است.

از حضور خبرنگاران در محل اجرای حکم قصاص نیز جلوگیری شده است.

به گزارش ایسنا،‌ پیش از این قرار بود این حکم ساعت 12 روز شنبه 24 اردیبهشت 1390 در بیمارستان دادگستری تهران اجرا شود و «مجید» مورد قصاص از ناحیه دو چشم قرار گیرد که ظاهرا به دلایلی اعلام نشده در ساعات پایانی شامگاه جمعه و بر اساس اعلام مسوولان اجرایی حکم، اجرای آن به تعویق افتاده بود.


چرا"آمنه" از چشمان"مجید" گذشت؟


آمنه پس از بخشیدن خواستگار سابقش و عدم اجرای قصاص گفت که این کار را برای رضای خدا، کشورم، خانواده و خودم انجام داده‌ام.

آمنه بهرامی اظهار کرد: به چهار دلیل امروز از اجرای حکم مجید منصرف شدم. اول به خاطر اینکه خداوند در سوره نوح که درباره قصاص سخن به میان آورده در پایان آن به بخشش توصیه کرده است و بخشش را بسیار بزرگتر از قصاص دانسته است و من نیز خواستم کار بزرگتر را انجام دهم.

وی افزود: هفت سال تلاش کردم تا بتوانم اجرای حکم قصاص را بگیرم و ثابت کنم که اسیدپاشی حکمش قصاص است اما امروز گذشت کردم. این حق من بود. شاید فردا کسی گذشت نکند.

آمنه ادامه داد: دومین دلیل برای عدم اجرای قصاص، کشورم بود چرا که به نظر می‌رسید همه کشورهای جهان منتظر بودند ببینند ما چه می‌کنیم.

آمنه سومین دلیل عدم اجرای قصاص را دو عزیز و خانواده‌اش معرفی کرد و گفت: به خاطر دو عزیزی که خیلی دوستشان دارم و خانواده‌ام از این قصاص گذشتم. برای آرامش خودم که چهارمین دلیل بود تصمیم گرفتم تا این کار را انجام ندهم.

وی که بسیار شادمان و خوشحال بود در ادامه گفت‌وگو با ایسنا تاکید کرد: احساس بسیار خوبی دارم. خوشحالم که چنین کاری کردم. پیش از اجرای قصاص مجید به من فحاشی می‌کرد، اما زمانی که او را بخشیدم به دست و پایم افتاد و طلب بخشش کرد. بسیار خوشحالم که امروز در این شرایط قرار دارم.

آمنه اظهار کرد: برای اجرای قصاص اعلام شد که یکی از اعضای خانواده حاضر شود اما نه پدر و نه مادرم حاضر نبودند این کار را انجام دهند، در نهایت برادرم تصمیم گرفت این کار را انجام دهد. او به اتاق اجرای قصاص رفت و چون می‌دانستم او در اجرای حکم تعلل نخواهد کرد وارد اتاق شده و مانع اجرای حکم شدم.

وی در پایان تاکید کرد: هیچ حقوق بشری که کشور‌های دیگر از آن دم می‌زنند نیست که بتواند به من کمک کند. از مردم ایران می‌خواهم آمنه را فراموش نکنند و برای ادامه درمانم به من کمک کنند.

اجرای حکم قصاص اسیدپاشی با عفو آمنه متوقف شد!

در حالی که قرار بود بدون هیچ‌گونه اطلاع رسانی خبری حدود ساعت 6:30 صبح روز یک‌شنبه (امروز ) «آمنه» در بیمارستان دادگستری تهران و با حضور پزشکان متخصص قانونی و دادیار اجرای احکام دادسرای امور جنایی پایتخت، حکم قصاص «مجید» را که آبان ماه سال 83 مرتکب اسید پاشی شده بود اجرا کند، از اجرای آن منصرف و چشمان مجید را که منتظر اجرای حکم قصاص بود دوباره به او بخشید.

مأموران بدون اجازه بر بالای پشت بامها!

هم اکنون که مینویسم مأموران به بالای پشت بام ها برای برداشتن دیش ها هجوم برده اند و این کار باعث وحشت بسیاری از مردم شده است چون بدون هیچ اجازه ایی از صاحبان خانه به پشت با مها رفته اند و دیش ها را  برمیدارند اخبار ضد ونقیضی از سکته یک پیرزن از ترس دیدن مأموران بر روی پشت بام منزلشان حکایت دارد . خبرهای تکمیلی ارسال خواهد شد!

گفتم-گفتا

گفتم: در این جا امنیت نداریم

گفتا:در 24 ساعت مجرم ها را دستگیر میکنیم!

گفتم :چه فایده! بعد از اتفاق فایده ندارد!

گفتا :مهم گرفتن قبل وبعد ندارد!

گفتم:برداشت از چاهای مشترک شکست خوردیم!

گفتا:کمک به برادرهای مسلمان از وظایف ماست !

گفتم: اما حق مردم خودمان ضایغ میشود!

گفتا : تا باشد از این ضایع ها برای خشنودی برادرهای مسلمان هرکاری که از دستمان بر می آید انجام میدهیم!

گفتم : یارانه ها را میخواهید بردارید؟

گفتا: آری پول برای فلسطین و سوریه و لبنان کم آوردیم باید از ملت بگیریم برای آنها بفرستیم.!!!


شعر کودکانه ای که جهان را شگفت زده کرد/کاندیدای شعر برگزیده

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یک کودک آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره
This poem was nominated poem of 2005.
Written by an African kid, amazing thought :
"When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black... And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray... And you call me colore???

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یک کوذک آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد:

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟