هم اکنون که مینویسم مأموران به بالای پشت بام ها برای برداشتن دیش ها هجوم برده اند و این کار باعث وحشت بسیاری از مردم شده است چون بدون هیچ اجازه ایی از صاحبان خانه به پشت با مها رفته اند و دیش ها را برمیدارند اخبار ضد ونقیضی از سکته یک پیرزن از ترس دیدن مأموران بر روی پشت بام منزلشان حکایت دارد . خبرهای تکمیلی ارسال خواهد شد!
گفتم: در این جا امنیت نداریم
گفتا:در 24 ساعت مجرم ها را دستگیر میکنیم!
گفتم :چه فایده! بعد از اتفاق فایده ندارد!
گفتا :مهم گرفتن قبل وبعد ندارد!
گفتم:برداشت از چاهای مشترک شکست خوردیم!
گفتا:کمک به برادرهای مسلمان از وظایف ماست !
گفتم: اما حق مردم خودمان ضایغ میشود!
گفتا : تا باشد از این ضایع ها برای خشنودی برادرهای مسلمان هرکاری که از دستمان بر می آید انجام میدهیم!
گفتم : یارانه ها را میخواهید بردارید؟
گفتا: آری پول برای فلسطین و سوریه و لبنان کم آوردیم باید از ملت بگیریم برای آنها بفرستیم.!!!
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یک کودک آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره
This poem was nominated poem of 2005.
Written by an African kid, amazing thought :
"When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black... And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray... And you call me colore???
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یک کوذک آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد:
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟